عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
465
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
اگر مردى زنى بخواهد و دخول كند ، آن گه آن زن را طلاق دهد ، پس بعد از طلاق ، اين زن دخترى طفله را شير دهد ، آن دختر برين مرد حرام شود ، از بهر آنكه دختر زنى است كه روزى زن اين مرد بود و بوى رسيده . امّا اگر بوى نرسيده باشد ، و او را طلاق دهد ، يا بميرد ، دختر وى بزنى تواند كرد ، كه ربّ العالمين گفت : فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ اى فى نكاح بناتهنّ ، و به قال النّبيّ ( ص ) : اذا نكح الرّجل المرأة فلا يحلّ له أن يتزوّج بأمّها ، دخل بالبنت او لم يدخل . و اذا تزوّج الأمّ و لم يدخل بها ، ثمّ طلّقها ، فان شاء تزوّج البنت . و در خبر است كه ام حبيبه بنت ابى سفيان گفت : يا رسول اللَّه خواهر من بنت ابى سفيان بزنى بخواه . رسول ( ص ) گفت : تو مىدوست دارى كه من چنين كنم ؟ گفت : آرى دوست دارم ، و خواهر خود را نيكبختى و نيك جهانى مىخواهم . رسول ( ص ) گفت كه : او مرا حلال نيست ، و روا نباشد كه وى را بزنى كنم . ام حبيبه گفت : يا رسول اللَّه ما چنان دانستيم ، و در آن حديث كرديم كه تو دختر بو سلمه مىخواهى كه بزنى كنى ، گفت : دختر بو سلمه كه مادرش ام سلمه است كه زن منست ؟ گفت : آرى . رسول ( ص ) گفت : او ربيبهء منست . در حجر من پرورده ، و اگر نيز ربيبه نبودى ، هم حلال نبودى مرا ، كه وى دختر برادرم است از جهت رضاع ؛ كنيزكى نوبى بود كه مرا و بو سلمه را به يكديگر شير داد . آن گه رسول خدا گفت : دختران و خواهران خود را بر ما عرضه مكنيد . وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ - تسمّى المرأة حليلة ، و الرّجل حليلا ، لأنّ كلّ واحد منهما حلال لصاحبه ، و قيل لأنّ كلّ واحد منهما يحلّ صاحبه ، من الحلول ، و قيل لأنّ كلّ واحد منهما يحلّ ازار صاحبه ، من حلّ العقد . ميگويد : حرام است بر شما كه زنان پسران شما بزنى كنيد ، چون زن در عقد نكاح پسر باشد ، بر پدر حرام گشت بنفس عقد ، اگر پسر از جهت نسب باشد يا از جهت رضاع هر دو درين حكم يكسانند ، امّا پسر خوانده